دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
311
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
فصل ششم مذهب در دورهء صفوى قزلباشان نهضت قزلباشان در حيات مذهبى سده نهم / شانزدهم ، نقطه تلاقى و نقطه ذوب عناصر گوناگون است كه بهرحال قزلباشان مهمترين عنصر آنها بودند . معهذا در ميان ويژگيهاى تيره اين دوره ، نقطه درخشان و پرنورى هم نيست چون حضور و وجود انگيزههاى متمايز در اين نهضت ؛ نتايج و پىآمدهاى مركب و التقاطى و متناقضى بار آورده است . اين نهضت را مىتوان يك نهضت مركب قومى - مذهبى برشمرد كه در اين دوره ، در آسياى صغير و كلا در يك كمربند جغرافيائى پديد آمد كه از مرز لبنان - سوريه تا مرز آذربايجان امتداد داشت . عناصر اين نهضت از ميان قبايل تركنژاد بودند ؛ ولى اصطلاح قزلباش ( از نظر لغوى يعنى « افرادى با كلاههاى سرخ » ) به لحاظ قومشناختى مبهم است و در زمان و مكان متفاوت ، اشارات متفاوتى را برانگيخته است . براساس ريشهيابى آن در جونگاريا ( Dzhungaria ) « 1 » در تركستان شرقى اشاره به شيعيان داشت ؛ « 2 » در آسياى صغير اصطلاحى مترادف با اصطلاح علوى بود ؛ در نظر عثمانيان اين اصطلاح به عضوى از اعضاى يك فرقه مخفيانه ، به يك نفر كژآئين ، و يا در سده شانزدهم ، به دشمنان صفوى آنها اطلاق مىشد ؛ در روسيه مترادف با ايرانى و بعدها با گسترش معنا ، مترادف با آسيائى بود ؛ و تاتارهاى ولگا آن را درخصوص فردى زرنگ ( مثل يك نفر تاجر مخصوصا تاجر ايرانى ) به كار مىبردند « 3 » . اين اصطلاح در هركجا كه جدا از قوميت به كار رفت بار ايدئولوژيك
--> ( 1 ) - اوبرهامر و ه . زيمرر ، Durch Syrien und Kleinasien ( برلين ، 1899 م . ) ، ص 397 . ( 2 ) - لكوك ، « قزلباش » ، صص 5 - 61 . ( 3 ) - درخصوص همه اينها نگاه كنيد به گوردلفسكى ، صص 263 ، 264 ، يادداشت 1 .